X
تبلیغات
یا حسین - مقاله اي مناسب در رابطه با راههاي نزديك شدن به خداوند
راههای پرهیزکاری و نزدیک شدن به خدا چیست؟
از راههای پرهیزکاری و نزدیک شدن به خداوند سؤال نمودید. جای بسی خوشحالی است که در میان تمام جاذبه های رنگ به رنگ دنیای امروز، که ما را بخود می خواند، شما طریق تقرب به خداوند تبارک و تعالی را انتخاب نموده‌‌اید. و البته روح سرشار از پاکی شما برادر جوان، اقتضای چنین روحیه مبارکی را بیشتر از دیگران دارد. دقت فراوان بفرمایید که این قلب سرشار از عشق و آماده را که به فرمایش نبی مکرم اسلام؟"بسان پَری است که در دشتی به شاخه ای آویزان است، وباد او را زیر و رو می کند." (1)، و قطعاً برای این دل قراری نخواهد بود بجز اطمینان به ذکر خدا، به تیرگی ظلمت و غفلت و راه گم نمودن، آلوده نشود. می طلبد که در ابتدای این راه چشم اندازی از مقصد روشن شود، تا گرفتار بیراهه ها و انحراف از مسیر نشویم. که ابتلای عامی برای سالکان طریق حضرت دوست می باشد.
القلبُ حرمُ ا... فلا شکُن حرمَ ا...غیرَا...(2)
(قلب حرم خداست بنابراین اسکان نده غیر خدا را در حرم خدا)
قلب آدمی به عنوان بُعد عالی وجود او، کانون الهامات و اشراقات و جذبات ربوبی است. از این رو قطب وجود او محسوب شده، خواستگاه امیال و آرزوی او نیز می باشد.
مقامی است که در عالی ترین مرتبه خود تجلیگاه عشق الهی است. یعنی تجلی تامّ اسماء و صفات محبوب ازلی، و پنجره ای است بسوی ملکوت.
"سلطنتی است" (3) مطلقه بر تمام شؤون وجود آدمی، با جنودی رحمانی. "مصحض" (4) است گشوده، و منقوش به نقش اخلاص و توحید. از این جهت گفته می شود "القصد الی ا... بالقلوب ابلغ من القصد الیه بالبدن و حرکات القلوب ابلغ من حرکات الاعمال"(5). (ره سپرده بسوی خداوند با قلوب رساننده تر از بدن، و حرکات قلوب نیز رساننده از حرکات اعمال است.)
و صد البته که این توصیف قلب سالم است؛ قلبی سالم از دنیا دوستی. (6) که غایت آمالش لذت بطن و خرج و جاه و مقام است، و قلبی سالم که در دیدار پروردگارش جز او احدی را نبیند.(7) و قلبی سالم از ترکش های شبهات، قلبی که مورد خطاب "لا یفقهون بها" (8) نیست، قلبی که به دنائت و قساوت مبتلا نشده، و مهر خِتام بر آن نخورده باشد. قلبی شرح شده به نور علم و ایمان(9). و
چشمه های جوشیدة حکمت.(10) پس هدف فتح قلعه ای است که شیاطین بر آن حصار "یحومون الی قلوب بنی آدم" کشیده‌‌اند، و آنجا را چراگاه خویش قرار داده اند؛ و تبدیل نمودن آن به قرارگاه بی منتهای "لا یسعنی سمائی و لا ارضی و وسعنی قلب عبدی المؤمن" (12) (وسعت نداشت آسمان و زمین، و لیکن قلب بنده مؤمن من، گنجایش مرا داشت.)
برای تقرب به پروردگار، می بایست خانة دل را روبید، و از زنگار و حبّ غیر الهی (13) زدود. و آنجا را حرم امن برای خویش قرار داد. و از سکو، سبکبار به ملکوت پرواز نمود.
برو تو خانه دل را فرو روب مهیا کن مقام و جای محبوب
براستی در درون ما جایی برای دو معشوق نیست. "ماجعل الله لرجل من قلبین فی جوفه" (14)
و حضور یکی از آنها جای را برای دیگری تنگ می کند.
مجاهده در راه حق را با نفس و القائات شیطان، و اخراج او را از حرم الهی، باید سرلوحه برنامه های خویش قرار دهیم. او که مظاهر الهی، و عشق به پروردگارخوبیها، و آن نفخة دمیده شده در قلب و جان ما، که مورد میثاق ما با خدای مهربان بوده را اخراج کرد، و خود را در چهره ای بَزَک کرده، بجای آن نشاند و به فساد و افساد مشغول شد. باید به مقابله با مظاهر کفر، که خویش را در لباس لذتهای کاذب و فانی در قلب مستقر کرده، برخاست.
در پی این مجاهده و حرکت است که آرام آرام به طهارت قلب نزدیک می شویم، و انشاء ا...از آنها باشیم، که خداوند خود راه را به ایشان می نماید :"والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان ا... لمع المحسنین" (15) (کسانی که در راه ما جهاد می‌کنند، هر آن هدایت می کنم ایشان را به راههای خود، و بدرستی که خداوند با محسنین است.)
بشارتهای امیدبخش، برای سالکان و روندگان به سوی معشوق، فراوان است. "اِنَ الرّاحل الیک قریب المسافه" (16) (همانا رهسپار به سوی تو، راهی بس کوتاه پیش رو دارد.)
براستی او محبوبی دور از ما نیست، بلکه از رگ گردن نزدیکتر به ما است، و مشتاقتر به ما، از ما به اوست. دوری از او، مفهومی جز اعراض و رویگردانی ما جاهلان ندارد. از روایات تأثیرگذار دیگر در بشارت به بندگان خدا، روایتی است که خداوند متعال در آن می فرماید :"ای فرزند آدم، برای آمدن نزد من از جابرخیز؛ سوی تو می آیم. به سوی من قدم زنان بیا، دوان دوان سویت می آیم." (17)
آنچه از متون دینی بر می‌آید، منزل اول و گام نخست در راندن شیطان از مملکت وجودمان، معرفت درست به ساحت قدس ربوبی، و روئیت جمال نیکوی او در آئینه مخلوقات، و پاکسازی خاکریز اندیشه و فکر از لوث ناپاکی حسی نگری است که مقام ما را برابر با مقام حیوانات نموده است، و ما را لایق جهنم.
امام خوبان و عارفان، خمینی عزیز، این منزل را منزل تفکر می نامند، و وظیفه را برای شاگردانشان اینگونه معین می کند که :"تفکر در این مقام، عبارت است از آنکه انسان لااقل در هر شب و روزی، مقداری ـ ولو کم هم که باشد ـ فکر کند، در اینکه آیا مولای او، که او را در این دنیا آورده، و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم کرده، و بدن سالم و قوای صحیحه،‌که هر یک دارای منافعی است،‌که عقل هر کس را حیران می کند، به او عنایت کرده، و این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده، و از طرفی این همه انبیاء فرستاده، و کتابها نازل کرده، و راهنماییها نموده، و دعوتها کرده، آیا وظیفة ما با این مولای مالک الملوک چیست؟آیا تمام این بساط فقط برای همین حیات حیوانی، و اداره کردن شهوت است، که با تمام حیوانات شریک هستیم، یا مقصود دیگری در کار است؟آیا انبیاء کرام، و اولیای معظم، و حکمای بزرگ، و علمای هر ملت، که مردم را دعوت به قانون عقل و شرع می کردند، و آنها را از شهوت حیوانی و از این دنیای فانی پرهیز می دادند، با آنها دشمنی داشتند و دارند، یا راه صلاح ما بیچاره های فرورفته در شهوات را مثل ما نمی دانستند؟اگر انسان عاقل لحظه ای فکر کند، می فهمد مقصود از این بساط چیز دیگر است‌، و منظور از این خلقت، عالم بالاتر وبزرگتری است..." (18)
کسی که در این جایگاه حلاوت محبت الهی را می چشد، می بایست در او عزمی شکل گیرد و "عزمی که مناسب با این مقام است، عبارت است از بناگذاری و تصمیم بر ترک معاصی و گناهان، و انجام واجبات، و جبران آنچه از او فوت شده در ایام حیات، و بالاخره عزم بر اینکه ظاهر و صورت خود را انسان عقلی و شرعی نماید. و انسان شرعی عبارت از آن است که مطابق مطلوبات شرع رفتار کند، و ظاهرش ظاهر رسول اکرم( باشد، و تأسّی به آن بزرگوار کند در جمیع حرکات و سکنات، و در تمام افعال و تروک. و این امری است ممکن، زیرا ظاهر را مثل آن سرور کردن، امری است مقدور هر یک از بندگان خدا"(19)
در این مسیر باید به سراغ شریعت محمدی( و ائمه اطهار( رفت. واحکام ظاهر و اعضاء ظاهری خود را بشناسیم، و عامل به آن شویم. در بُعدی باطنی تر، احکام خلقیات خویش را بشناسیم. و در بعدی عمیقتر، احکام اعتقادات و باورهای ایمانی را بدست آوریم. باید واجب و حرام را در هر کدام شناخته، خود را به سلاح تقوی مجهز نموده، از خدای منّان قوت فائق آمدن را طلب نمود. در مورد اول باید به علم فقه رجوع نمود، و در مورد دوم به علم اخلاق و تربیت، و در مورد سوم، به علوم مربوط به اصول اعتقادات رجوع می نماییم.
در گام بعد، باید دستور مشارطه، مراقبه، و محاسبه را در پیشانی حرکت خود قرار دهیم.
"مشراطه آن است که در اول روز مثلاً با خود شرط کند، که امروز بر خلاف فرمودة خداوند تبارک و تعالی عمل نکند. و معلوم است یک روز خلاف نکردن، امری است خیلی سهل؛ و انسان می تواند بآسانی از عهده برآید." (20)
بعد از مشارطه باید وارد مراقبه شوی، "و آن چنان است که در تمام مدت شرطی، متوجه عمل به آن باشی. و خود را ملزم بدانی به عمل کردن به آن. و اگر خدای نخواسته در دلت افتاد که امری را مرتکب شود، که خلاف فرمودة خداست، بدان که این شیطان و ]سربازان[ اویند،‌که می خواهند تو را از شرطی که کردی، باز دارند." (21) به همین حال باشید تا شب که موقع محاسبه می شود، "و آن عبارت است از اینکه حساب نفس را بکشی، در این شرطی که با خدای خود کردی، که آیا به جا آوردی، و با ولی نعمت خود در این معامله جزئی خیانت نکردی؟اگر درست وفا کردی، شکر خدا کن،‌که کار فردا آسانتر می شود؛ ... و اگر خدای نخواسته، در وقت محاسبه دیدی سستی شده در شرطی که کردی، از خدای تعالی معذرت بخواه، و بنابگذار که فردا مردانه به عمل به شرط قیام کنی، و به این حال باش، تا خداوند ابواب توفیق را به روی تو باز کند." (22)
و از اموری که انسان را در مجاهده با نفس و شیطان، کمک و یاری می کند، تذکر است. و آن یاد خدای تعالی، عظمت او،‌و نعمت هایی است که به انسان مرحمت نموده. و این چه گناه بزرگی است، پشت نمودن به ولی نعمت؛ و چه زشت است پیش عظمت و بزرگی و مجد خداوند، بی ادبی کردن.
"پس ای عزیز، متذکر عظمت خدای خودت باش، و متذکر نعمتها و مرحمتهای او شو، و متذکر حضور باش، و ترک کن نافرمانی او را، ودر این جنگ بزرگ بر جنود شیطان غلبه کن، و مملکت ]وجودت[ را مملکت رحمانی و حقّانی کن." (23)
برادر عزیز، در این میدان، برای خلاص کردن دل و قلب از دست شیطان و مکائد او، باید قدم به قدم شیطان را بیرون کرد؛ و در اصلاح خویش، سیر از ظاهر به باطن را باید در پیش گرفت، چرا که حکومت او در درون ما محکم شده؛ بنابراین اگر فرض کنیم به یکباره مقدور می شود او را از تمام خاکریزها بیرون کنیم، خود سرخورده و وامانده می شویم.
قطره باقلزم (24) چو اِستیزه کند ابله است و ریش خود بر می کند
بنابراین گامها و خاکریزهایی را که ذکر شد، حتماً رعایت کنیم:و امید وار به اقدامات خود نباشیم، که خالصانه باید متوجه خداوند و عنایت او باشیم؛ تا او به دید کرمش بر اقدامات ما مطمع نظر، و مبدأ میل و خواهش را در دل ما تغییر دهد، و ما را به تمامه متوجه خویش سازد. به امید دمیدن و طلوع دولت یار؛ انشاءا...تعالی.
به عنوان حسن ختام بحث، به برخی از خصوصیات مقرّبین درگاه حضرت حق، چنانچه مشعلی باشد در پیش پای ما، از ائمه طاهرین( نقل می نمایم :
امام علی( :"برشما باد اخلاص راستین، و یقین نیکو؛ زیرا که این دو، برترین عبادت مقربان است."(25)
امام علی( :"نزدیکترین مردم به خدای سبحان، نیک ایمان ترین آنهاست." (26)
امام سجاد ( :"نزدیکترین شما به خداوند، گشاده خوترین شماست." (27)
پیامبراکرم( :"نزدیکترین زمان بنده به خدای "عزوجل"، زمانی است که در سجده است." (28)
امام سجاد( :"نزدیکترین بندگان به خداوند تعالی، حق گوترین آنهاست، هر چند به زیانش باشد." (29)
امام علی( :"بخشش کردن در راه خدا، عبادت مقربان است." (30)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ :
1. میزان الحکمه، حدیث 16901 ، باب قلب
2. عن الصادق(، جامع الاخبار، الفضل الحادی و الاربعون و المائه فی
3. "دل پادشاهی است که سپاهیانی دارد؛ هرگاه پادشاه شایسته باشد، سپاهش نیز شایسته اند؛ و اگر او فاسد باشد، سپاهش نیز به فساد و تباهی می‌افتد. "نبی مکرم اسلام(" :میزان الحکمه، باب قلب، ح 16911
4. قال امام علی( :"دل، کتاب دیده است." :میزان الحکمه، ح16902
5. میزان الحکمه، ح16616
6. میزان الحکمه، ح 16931
7. میزان الحکمه،‍ ح 16930
8. سوره مبارکة اعراف/آیه 179
9. از نبی مکرم اسلام، میزان الحکمه،‍ ح 16972
10. میزان الحکمه،‍ ح 16604
11. "اگر نبود که شیاطین بر قلوب آدم می گردیدند، هر آن نظر می کردند بر ملکوت آسمان و زمین." (از نبی مکرم اسلام) :میزان الحکمه،‍ ح 16945
12. بحارالانوار، ج55،باب عرش و کرسی
13. سوره مبارکة بقره/ آیه 165
14. سوره مبارکة احزاب/ آیه 4
15. سوره مبارکة عنکبوت/ آیه 69
16. بحارالانوار، ج95،ص82
17. میزان الحکمه، ح 16644
18. اربعین حدیث، ص6 و7
19. اربعین حدیث، ص 7 و 8
20. اربعین حدیث، ص9
21. اربعین حدیث، ص9
22. اربعین حدیث، ص10 و9
23. اربعین حدیث، ص12
24. دریا
25. میزان الحکمه، ح 16614
26. میزان الحکمه، ح 16617
27. میزان الحکمه، ح 16618
28. میزان الحکمه، ح 16622
29. میزان الحکمه، ح 16619
میزان الحکمه، ح 16615

تاريخ : سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 | 18:46 | نویسنده : سعيد |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.