X
تبلیغات
یا حسین - مقاله اي مفيد در رابطه با اخلاق اسلامي

تفکیک اخلاق اسلامی [ویرایش]

اخلاق اسلامی مجموعه‌ای است از تمام مطالب مرتبط به اخلاق و مخصوصاً علم اخلاق که به جهان اسلام و فرهنگ اسلامی منتسب‌اند، صرف نظر از این که با اخلاق در حوزه‌های دیگر کمابیش دارای مشترکاتی باشد.[۲]

اهمیت تفکیک [ویرایش]

  1. از آنجا که اسلام دینی است که مدّعی کمال است و هر دینی جز اعتقادات شامل اخلاق و احکام است؛ و نیز چون اخلاق دانشی پیچیده و از دیدگاه اسلام بسیار ضروری‌ست؛ ارائهٔ یک نظام معیّن از دستورات اخلاقی و حتی مبانی و روش تحقیق در اخلاق از سوی یک مسلمان وظیفهٔ اسلام دانسته می‌شود.
  2. از لحاظ علم معرفت‌شناسی اخلاق اسلامی بر اساس قرآن از روش‌هایی خاص برای مطالعهٔ اخلاق استفاده می‌کند، که توضیح خواهیم داد.

منابع و رهیافت‌ها [ویرایش]

  • یحیی بن عدی بن حمید بن زکریا (۳۶۴ هجزی قمری)، تهذیب الاخلاق

رهیافت عقلی، فیلسوفانه، یونانی، سقراطی

  • تهذیب الاخلاق و طهاره الاعراق نوشته ابو علی احمد بن محمد مسکویه (۳۲۰ تا ۴۲۱ هجزی قمری)
  • اخلاق ناصری، خواجه نصیر الدین طوسی (۵۹۷ هجزی قمری)
  • تا حد زیادی: جامع السعادات نوشته ملا مهدی نراقی به عربی
  • معراج السعاده اثر ملا احمد نراقی

رهیافت نقلی

  • معراج السعاده

رهیافت عارفانه یا عرفان عملی

  • منازل السّائرین، خواجه عبد الله انصاری، و بسیاری از متون نثر در موضوع تزکیه و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله و توحید (عرفانی) و فناء فی الله
  • مثنوی مولوی، منطق الطّیر عطّار نیشابوری، و و بسیاری از منابع معترب شعر فارسی با مضامین معنوی و عرفانی

رهیافت روان شناسی

  • اخلاق اسلامی، احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی
  • بهشت اخلاق، بررسی ۳۱۳ واژهٔ اخلاقی، اثر مهدی نیلی پور

مبانی اخلاق اسلامی [ویرایش]

اخلاق اسلامی بر پایهٔ معرفت‌شناسی اسلامی، فلسفهٔ اسلامی و انسان شناسی و منطبق با اصل صفات نيكوي افرينش انسان است.

روش معرفت‌شناسی در اخلاق [ویرایش]

از دیدگاه معرفت شناسی، اخلاق اسلامی علاوه بر معرفت حسی و عَقلی که پیش از اسلام استفاده می‌شد، از معرفت نَقلی و وحیانی و حدیثی نیز برای شناخت استفاده می‌کند.

  1. با حس، رفتارهای روزمره و قابل مشاهده را مطالعه می‌کند
  2. با عقل، احکام و قواعد کلی اخلاقی را مطالعه می‌کند. (اخلاق عقلی)
  3. با وحی و نقل که به عنوان نوع دیگری از برهان در قضایا استفاده می‌شود. (اخلاق نقلی)

روش محوری در اخلاق اسلامی روش عقلی‌ست. دو روش دیگر به عنوان شواهد اظافی به کار می‌روند. لذا شباهت زیادی بین اخلاق اسلامی و اخلاق یونانی وجود دارد. اما تفاوت آن با مکاتب اخلاقی جدید (مدرن) چنان بنیادی ست که شباهت این دو بسیار کم است. مثلاً بسیاری از مکاتب اخلاقی نوین از عقل به عنوان ابزار معرفتی استفاده نمی‌کنند.

کاربرد فلسفه در اخلاق [ویرایش]

فلسفهٔ اسلامی با سه گرایش مشایی، اشراقی و صدرایی شامل جهان‌شناسی ست که تاثیر مستقیم بر علم اخلاق دارد. در اخلاق اسلامی جهان قسمت مادی و قسمت‌های غیر مادی خصوصاً قسمت معنایی یا عقلانی. موجوداتی که در این قسمت اند می‌توان روح، قوانین جهان، عقل غیر استدلالی، و فرشتگان (مجریان قوانین جهان) اشاره کرد (منبع: فلسفهٔ ابن سینا)

بعضی مباحث وجودشناسی هم در اخلاق نقش مهمی دارد. مثلاً: اتحاد عاقل و معقول، تشکیک در هستی، حرکت جوهری، مابعدالطبیعه یا متافیزیک، ماوراء طبیعت

کاربرد انسان‌شناسی در اخلاق [ویرایش]

هم فلسفه و هم معرفت‌شناسی در انسان‌شناسی کاربرد دارند و انسان‌شناسی هم در اخلاق اسلامی کاربرد دارد.

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در جهان‌بینی هر مکتب مورد توجه قرار دارد، شناخت انسان از دیدگاه آن مکتب است. هر مکتب با شناختی که از انسان و استعدادهای خاص او به دست می‌دهد، به سوالات اجتناب‌ناپذیری پاسخ می‌دهد. سوالاتی که از دیرباز دربارهٔ انسان مطرح بوده‌است. پاسخ به این سوالات، با بینش هر مکتب نسبت به جهان هستی ارتباطی تنگاتنگ دارد.

انسان از جنبه‌های گوناگونی موضوع علوم مختلف قرار می‌گیرد. روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، تاریخ، اخلاق، دانش پزشکی و زیست‌شناسی علومی هستند که هر یک وجود انسان را از دیدگاهی ویژه مورد بحث قرار می‌دهند. اما آنچه در انسان‌شناسی از اهمیّت ویژه برخوردار است، شناخت و اعتقاد به ابعاد دوگانه وجود انسان، یعنی بدن و بُعدی جز آن است که روح نامیده شده.[۳]

بدن، موجود مادی و مربوط به عالم طبیعت است و نفس انسانی، موجودی فوق طبیعی و عقلی است. بدن انسان را با حس و نفس او را با عقل می‌توان شناخت. بعد عقلانی وجود انسان با ذات و هویت او در ارتباط است و با وجود دیدگاه‌های مختلفی که درباره ارتباط نفس و بدن مطرح است، می‌توان گفت: نفس جنبه عالی‌تر و برتر وجود انسان را تشکیل می‌دهد؛ به گونه‌ای که لذت، سعادت، کمال و خیر حقیقی انسان به این بعد از وجود او مربوط می‌شود. اثبات مراتب سه‌گانه وجود انسان؛ یعنی حس، خیال و عقل، تبیین رابطه میان این مراتب بر اساس حرکت جوهری و جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس، از مؤثرترین مسائل انسان‌شناختی در علم اخلاق است.[۴]

شناخت اخلاق اسلامی [ویرایش]

ویژگی‌ها [ویرایش]

شناخت ویژگی‌های هر پدیده‌ای قبل از تعریف، ما را در رسیدن به تعریفی جامع و مانع و مختصر از آن یاری می‌کند. چیزی که به چند دلیل به آن نیازمندیم:

  1. دشواری‌های زبانی و پیچیدگی‌های مفاهیم علوم انسانی
  2. دشواری تعریف یک علم، خصوصاً توسط مرزهای آن امر که باعث تکیه بر موضوع علم به جای مرزهای آن در امر در تعریف است.
  3. درک شباهت و تفاوت علمی با علوم دیگر

در بینش اسلامی ابعاد انسان دو تاست:

جسم یعنی بخش ماده‌ای انسان
نفس یا روح یا قلب یا دل یا جان یعنی بخش معنایی انسان. این قسمت شامل ۲ نوع قوه‌است:
قوای خدمت گر نباتی، حیوانی، انسانی
قوای گرایش زا، یا روان، که عامل علاقه، لذت، رنج، و اعمال، از جمله اعمال اخلاقی‌اند

بنابرین صفات انسان هم دو نوع است: خَلق و خُلق

خَلق یا ظاهر یا صورت یعنی صفات مربوط به جسم
خُلق یا باطن یا سیرت یا عادت یا صفت یعنی صفات مربوط به روح. خُلق از نظر دوام دو نوع است: فضیله و رذیله. اغلب هر عمل اخلاقی به دلیل شرایط فعلی، مقداری از هر یک را دارد، اما صفات مورد بحث در اخلاق، اغلب به وضوح قابل قضاوت و به‌سختی قابل عمل‌اند:
صفت فضیله یا زیبا یا خوب یا درست یا پسندیده
صفت رذیله یا زشت یا بد یا غلط یا ناپسند
خُلق از نظر دوام دو نوع است: ملکه و حال
ملکه یعنی صفت مداوم و مستمر و دیر زوال ایجاد شده در نفس.
حال یعنی صفت نامداوم و نامستمر و زود زوال ایجاد شده در نفس.
مثلاً شخصی که یک بار لبخند می‌زند یا فریاد می‌کشد تحت تاثیر حال چنین کرده. کسی که دائم لبخند می‌زند یا فریاد می‌کشد ملکهٔ خوش خلقی یا بدخلقی را دارد.

موضوع [ویرایش]

موضوع هر علمی عبارت است از چیزی که در آن علم از عوارض ذاتی بلاواسطه یا با واسطهٔ آن بحث می‌شود.

مرسوم است که در شروع هر علمی موضوع و محور اصلی آن علم را به دلایل زیر معلوم نمایند:

  1. در صورت شناخت موضوع یک علم، فرد فراگیر محور اصلی مباحث را شناخته و در حین یادگیری، حول آن متمرکز می‌شود.
  2. در صورت خروج بحث از موضوع، فراگیر می‌تواند متوجّه آن شود.
  3. گاهی برای تعیین شرافت، مرتبه، درجه، و رتبهٔ علوم از اهمیّت موضوع آن علم استفاده می‌شود. مثلاً موضوع علم اخلاق درمان روح و موضوع علم طب، درمان بدن است. و چون روح بر بدن برتری دارد، علم اخلاق نیز بر علم طب برتری دارد.

موضوع علم اخلاق، ملکات انسان (بخشی از خُلق او) است که به واسطهٔ روان به وجود می‌آیند و در روح اثر می‌گذارند و حفظ و ضبط می‌شوند.

تعریف [ویرایش]

با توجه به [ویژگی‌های علم اخلاق و] منابع کلاسیک و متعارف

علمی که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آن‌ها را معرّفی کند و شیوهٔ تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان دهد.[۵][۶][۷][۸]

شباهت و تفاوت و ملازمت با علوم دیگر [ویرایش]

این بررسی از دو جهت مفید است: اولاً از جهت شناسایی هرچه بهتر مرزهای این دانش. و دوّماً شناسایی قسمت‌هایی از این علم که با علوم دیگر مشترک‌اند، به روشی استثنایی[۹]

اخلاق نظری و فقه [ویرایش]

علم فقه اعمال انسان را از دو دیدگاه داوری می‌کند: یکی آثار اخروی آن، که با احکامی چون واجب و حرام تعیین می‌شود؛ و دوّم آثار دنیوی آن با احکامی چون صحت و بطلان. فقط دستهٔ اول ماهیت اخلاقی دارند و در اخلاق بررسی می‌شوند. دستهٔ دوم ماهیت حقوقی دارند.

اخلاق نظری و حقوق [ویرایش]

موضوع علم حقوق قوائد کلّی و الزام‌آور اجتماعی ست که اجرای آن از سوی دولت و قدرت حاکم تضمین شده، است. اما علم اخلاق به قوائد فردی، اخروی، و بدون ضمانت اجرایی خارجی نیز می‌پردازد.

اخلاق و حقوق در عمل [ویرایش]

حقوق خدمت گزار و مددکار اخلاق در اجرا و توسعهٔ عدالت اجتماعی است که از ارزش‌های اعلای اخلاقی محسوب می‌شود، و اخلاق نیز با نقش پیش‌گیرنده‌اش کارآمدترین یاور علم حقوق در استقرار و توسعهٔ عدالت اجتماعی ست. محکمه نمی تواند قوانین خارجی و یا قراردادی خصوصی را بر خلاف اخلاق حسنه بوده به اجرا گذارد اگر جه قوانین مزبور اصولا مجاز باشند.

اخلاق و عرفان و فلسفه [ویرایش]

عرفان دو بخش است: عرفان نظری مربوط به تفسیر هستی، یعنی خدا، جهان و انسان است که با فلسفه نزدیکی‌هایی دارد. نقش زیربنایی فلسفه در اخلاق باعث رابطهٔ این دو نمی‌شود. بخش عملی عرفان (سیر و سلوک) که بیان‌گر وظایف انسان در روابط او با خود، خدا، و دیگران است، موفّق‌ترین و جدّی‌ترین روش تربیت در اخلاق اسلامی ست. این بخش از این صحبت می‌کند که سالک برای رسیدن به قلهٔ بلند انسانیت (توحید)، باید از کجا آغاز کند، چه مراحلی را بپیماید و چه حالت‌هایی در این بین به او دست می‌دهد. همهٔ این مراحل باید با اشراف و مراقبت انسان کاملی که خود این راه را طی کرده و از راه و رسم منزل‌ها آگاه است، همراه باشد.[۱۰]

فلسفهٔ اخلاق اسلامی [ویرایش]

از دیدگاه اسلام اخلاق مطلق است. یعنی جاودان و عام است. نه مخصوص زمان و مکانی خاص؛ زیرا اعمالی هستند که خوبی و بدی آنها قرارداری نیست. بلکه ذاتی ست. مثلاً دروغ ممکن است در شرایطی اضطراری حتی توسط اسلام مجاز شود. امّا این، تاثیر منفی دروغ را بر انسان از بین نمی‌برد.

شرایط ارزشمندی عمل اخلاقی

  • عنصر فاعلی
    • آزادی و اختیار فاعل
    • انگیزه و نیّت فاعل
  • عنصر فعلی و عینی

شرایط مسئولیت اخلاقی

  • بلوغ
  • عقل
  • علم یا امکان تحصیل آن
  • قدرت
  • عدم اضطرار
  • عدم اکراه
  • قصد و تعمّد

ملاک شناسایی عمل اخلاقی

  • عقل
  • فطرت (دل)
  • وحی

در تزاحم ارزش‌ها، معیار ترجیح چیست؟

اخلاق نظری اسلامی

در حوزهٔ عام

فهرست صفات منفی. نام ملکه‌ای که در اثر اصلاح این صفت پدید می‌آید در کمانک آورده شده.

رذایل حاصل از عملکرد اشتباه عقل

  • جهل {حکمت}
  • جربزه {حکمت}
  • شرک {توحید}
  • وَساوِسِ شیطانی و خَواطِرِ نفسانی
  • مکر و حیله

رذایل حاصل از عملکرد اشتباه وهم

  • وهم در ساخت عمل و جزییات تمام تصمیمات دخیل است. لذا صفت مهمی مختص به/مستقل از عملکرد اشتباه وهم وجود ندارد.
  • رذایل حاصل از عملکرد اشتباه غضب
  • جُبن {شجاعت}: تشویش رسیدن ناخوشی
  • تهوّر {شجاعت}
  • خوف غیر خدا {اطمینان قلب}
  • ایمنی از مکر خدا {خوف خدا}: مرتبط با غرور
  • یاس خدا {رجاء خدا}
  • ضعف یا ذلت نفس {قوت یا عزت نفس}
  • دِنائَت همت {علو همت}: رضایت به اندک
  • بی غیرتی یا بی حمیّتی در دین و ناموس
  • عجله و شتاب {طمانینه و وقار}
  • سوء ظن به خدا {حسن ظن}
  • سوء ظن به خلق {حسن ظن}
  • غیظ یا غضب {عفو یا کذم غیظ}
  • غلظت یا درشتی در گفتار و کردار {مدارا}
  • کج خلقی {خوش خلقی}
  • عداوت و بغض {دوستی و حب}
  • عجب
  • حقیر شمردن خود {شکسته نفسی}
  • کبر
  • ذلت یا خواری {تواضع یا فروتنی}
  • افتخار یا فخر فروشی
  • بُغی یا سرکشی
  • خود ستایی
  • عصبیّت
  • کتمان حق {انصاف}
  • قساوت قلب

رذایل حاصل از عملکرد اشتباه شهوت

  • خمود {عفت}
  • شره {عفت}
  • شهوت جنسی
  • شکم‌پرستی
  • دنیا

اخلاق اسلامی


  • غنا و بی نیاز
  • ی {زهد}
    • حرص {قناعت}
    • طمع {استغنا یا قطع طمع}
    • بخل {سخاوت و ایثار [بالاترین درجه]}

    رذایل حاصل از عملکرد اشتباه چند قوه

    • حسد {خیر خواهی یا نصیحت}
    • اهانت یا تحقیر {احترام یا تعظیم}
    • ظلم {عدل}
    • ترک اعانت مسلمین {اهتمام در قضای حوائج مسلمین}
    • قصور در امر به معروف و نهی از منکر
    • قهر {آشتی}
    • صلهٔ رحم {قطع رحم}
    • عقوق یا ناراحت کردن والدین
    • عیب‌جویی {عیب پوشی}
    • فاش کردن راز {راز داری}
    • سخن چینی یا نمّامی
    • افساد میان خلق {اصلاح میان خلق}
    • مراء و جدال و مخاصمه
    • شماتت
    • سخره یا استهزاء
    • مزاح و خندهٔ مفرط
    • غیبت مذموم/جایز/تجویز شده
    • دروغ یا کذب در مقام دین/رفتار/زبان {صدق یا راست گویی و توریه}
    • حبّ جاه و شهرت و ریاست {گمنامی و بی اعتباری و جاه/شهرت/ریاست خوب}
    • حبّ مدح و ثنا و کراهت ذم
    • انواع ریا {اخلاص}
    • نفاق ممنوع/استثناء
    • غرور
    • طول امل {قصر امل}
    • گناه و اصرار بر آن {استغفار و توبه و پشیمانی}
    • غفلت {مراقبه و محاسبه}
    • کراهت و تنفّر {محبت در خلوت یا عزلت/مخالطه}
    • اعتراض به تقدیر {رضا به قضا}
    • غم دنیا
    • بی‌اعتمادی به خدا
    • اعتماد به خلق
    • کفر نعمت {شکر نعمت}
    • جزع و بی تابی {صبر و شکیبایی}
    • فسق {عبادت}

    در حوزهٔ خاص [ویرایش]

    • اخلاق دانش‌اندوزی
    • اخلاق پژوهش
    • اخلاق نقد
    • اخلاق مناظره

    --

    • اخلاق معیشت
    • اخلاق مال‌اندوزی

    --

    • اخلاق جنسی
    • اخلاق زناشویی
    • اخلاق خانواده
    • اخلاق معاشرت
    • دوستی و دوست‌یابی

    --

    • اخلاق سیاست

    تربیت اخلاقی [ویرایش]

    اهمیّت [ویرایش]

    از رهیافت‌های عقلی و روان‌شناسی [ویرایش]

    کتاب اخلاق اسلامی، دیلمی، آذربایجانی، روش‌های زیر را برای چنین تربیت اخلاقی آورده:

    • ایجاد محیط تربیتی مساعد
    • تامین صحیح نیازها
    • روش تکریم شخصیّت
    • دعوت به ارزش‌های اخلاقی
    • پرورش نیروی عقلانی
    • روش عبرت آموزی
    • مداومت بر عمل
    • روش تشویق و تنبیه
    • نظارت بر خود
    • پرورش ایمان

    نظریه مزلو [ویرایش]

    طبق نظریه «سلسله مراتب نیازهای انسانی» (Hierarchy of Human Needs، معروف به هرم مزلو) که آبراهام هَرولد مَزلو روانشناس آمریکایی در سال ۱۹۵۴ در کتاب «انگیزه و شخصیت» منتشر کرد: سلسله‌مراتب نیازهای انسانی معمولاً به شکل یک هرم متشکل از ۵ یا ۷ طبقه ترسیم می‌شود. این سلسله‌مراتب از نیازهای ابتدایی در طبقه پایینی شروع شده و هرچه بالاتر می‌رود نیازهای پیچیده‌تر انسانی را معرفی می‌کند که به ترتیب عبارت‌اند از: نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای امنیتی، نیازهای عاطفی، نیازهای اجتماعی-احترامی و نیازهای خودشکوفایی. دو قسم اول در نظریات تمام روان‌شناسان قبل نیز بوده‌است. طبق نظریه مزلو، هر «نیاز» هرچقدر پایین‌تر قرار داشته باشد، قوی‌تر است و بدون ارضای نیازهای هر طبقه نمی‌توان به طبقه بالاتر دست یافت. شاید بپرسید چرا نظریهٔ یک دانشمند انسان‌گرا در تربیت اسلامی مطرح می‌شود؟ در جواب لزومی ندارد آنچه اسلام می‌پذیرد دیگران نپذیرفته باشند یا از آن‌ها نباشند. قرآن می‌گوید: فلیعبدوا ربّ هذا البیت. الذی اطعمهم من جوع، و امنهم من خوف. یعنی معیشت و امنیت در رأس نیازها و حقوق انسان قرار دارند، و بدون آن‌ها انسان حتّی نمی‌تواند عبادت‌گرا باشد.

    از رهیافت عرفان عملی [ویرایش]

    عرفان عملی، نظامی اخلاقی است که تلاش بسیاری برای ترسیم روشی مرحله‌به‌مرحله در سیر و سلوک اخلاقی نموده‌است. قدمت این روش به زمان اندلس اسلامی و آعاز عصر تصوّف می‌رسد. کتاب گرانقدر منطق‌الطّیر از عطّار نیشابوری، نمونه‌ای از کتبی‌ست که در این باب نگاشته شده. مطالب زیر خلاصهٔ کتاب «تزکیهٔ روح، اثر سید جعفر رفیعی» ست. حجم عمدهٔ این کتاب توسط احادیثی پر شده که نویسنده با استفاده از آن‌ها این روش را استخراج نموده‌است. مراحل تزکیه در این کتاب به این صورت بیان شده‌اند:

    ۱. بیداری یا یقضه

    • هدف این کشتی بیدار کردن انسان‌ها و هدایت آنها ست. لذا هیچ‌کس در این امواج پر تلاطم نیست که کمال‌طلبی درونی‌اش او را به سوی هدفی بخواند و قایق نجاتی از بیرون به سویش نیاید. هر کس در این جهان وسعی دارد و حجت به قدر وسع او بر او تمام می‌شود. اگر وقتی حجتی بر او تمام شد، تعلل کند، فرصت از دست رفته و غرق می‌شود. و هر کس بی تعلل فریاد نجات بزند، و برای نجات خود حرکتی بکند، دستش را می‌گیرند. الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا
    • وقتی فرد امام زمانش را با معرفتی راستین بشناسد به سرپرستی این کشتی در آمده.
    • پس از این فرد به وسیلهٔ زیارت و دعا و توسل می‌تواند با صاحب کشتی ارتباط برقرار کند و کمک بخواهد. ایشان او را می‌بیند و صدایش را می‌شنود. و اگر هم فرد صدای ایشان را نشنود، این لذت وصف‌ناپذیر به قلب او الهام می‌شود. و اگر به سبب بی‌نظمی در امور و حواس‌پرتی به خاطر غرق بودن در رذایل الهام را دریافت نکند مادامی که امام زمانش را با معرفتی راستین بشناسد بی‌یاور نمی‌ماند و کمک از راه‌های دیگر می‌رسد.

    . یافتن استاد

    • در این کشتی کلاس‌هایی منظم و فشرده وجود دارد که پس از ایجاد آمادگی و ورزیدگی کامل در افراد آن‌ها را با قایق‌های نجات برای نجات طوفان‌زدگان روانه می‌کنند.
    • امام‌زادگان عظیم‌الشاّن و رفیع‌المقام بازوان تربیتی ائمهٔ اطهار و امام زمان‌اند. عدّهٔ کثیری از آن‌ها به واسطهٔ ظلم و جور خلفای ظالم صدر اسلام به شهادت رسیدند و باقی مامور تربیت غریقان طوفان غیبت کبری شدند. امام رضا فرمودند: «هر گاه خداوند این امر (معرفت امام و اطاعت از او) را روزی اولاد علی نماید دیگر ایشان با سایر مردم یکی نیستند.»
    • استاد باید محدَّث باشد. یعنی حقایق قرآن و معارف اهل بیت از سوی ائمه به او تفهیم و الهام شود. تا بفهمد کجا باید چه سخنی بگوید، و لیاقت تربیت انسان‌ها را بیابد.
    • امام حسن عسکری به نقل از امام صادق فرمودند: «مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صانِعاً لِنَفسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مخالِفاً لهَواهُ مطیعاً لِاَمرِ مولاه فَلَعَلّوا أن یُقَلِّدوهُ»
      • این حدیث هم بیانگر شرایط فقیه قابل تقلید و هم اساس این روش تزکیه‌است.
      • اشاره نشدن به مرحلهٔ محبت در این چهار جمله مثل این حقیقت است که به هیچ سربازی به خاطر شور و شوق قبل از شروع جنگ مدال نمی‌دهند.
    • در لزوم اطاعت از استادی که این راه را بشناسد، و پرهیز از خودرایی و خودمحوری در این راه همین بس که تمام امراض جسمی و روحی جامعهٔ امروز ما از سرپیچی امت اسلامی از دستورات ائمه و بیرون شدن از کلاس‌های آموزشی امام‌زادگان و دخول به عصر سیاه غیبت کبری ست. و اگرچه این محرومیت اجتماعی ست، اما اگر فردی بیدار شود و نجات بخواهد، تنها پناه محکم قایق‌های نجات امام‌زادگان است.
    • کسی که بخواهد به قایق نجات سوار شود باید اوّلاً عقیدهٔ راسخ و قلبی به استاد داشته باشد و هرگز به او شک نکند، و با رعایت تقوای الهی به شایعات و حدسیّات مخصوصاً وقتی معرفت استاد از جانب ائمه به وی عطا شده باشد. چرا که به محض شک کردن دیگر خودش نمی‌تواند در این کلاس بماند. ثانیاً باید جان و مالش را در این راه خرج کند. «و جاهدوا باموالِکُم و انفُسِکُم فی سبیل الله». مانند اتومبیلی که صاحبش از آن برای حرکت استفاده می‌کند. نه این که آن را کنار جاده پارک کند و دائم برق بیندازد.

    ۳. بازگشت به سوی خدا یا توبه

    • انسان مانند ماشینی‌ست که وقتی در خواب غفلت است به جادهٔ انحرافی رفته و باید از این خواب برخیزد! باید او را صدا بزنند و بیدارش کنند و متوجه شود که به سمت مقصد نمی‌رود و باید به سمت جادهٔ اصلی باز گردد. این کار توبه یا بازگشت به سوی خداست.
    • پس از بیداری انسان نه می‌خواهد گناه کند و نه به این راحتی می‌تواند. کسی را که وسط خانهٔ آتش گرفته بیدار کنند بر نمی‌گردد درون آتش بخوابد. مگر آنکه هنوز خواب آلود باشد.
    • رانندهٔ ماشین وجود وقتی متوجه شد به مسیر اشتباه می‌رود باید ترمز کند و تمام ماشین را به سمت جادهٔ اصلی بر گرداند، و نمی‌شود مثلاً یک چرخ ماشین به سوی جادهٔ اصلی باز گردد و چرخ‌های دیگر بر نگردد.
    • پس از پایان توبه خداوند گناهان سالک بخشیده و آن‌ها را جبران و تبدیل به اعمال نیک و پسندیده می‌کند. سالک از جهنم آزاد شده باید به سوی بهشت برود.

    ۴. صیانت نفس یا استقامت

  • انَّ الّذینَ قالوا ربُّنا الله ثم استقاموا فلا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون
  • سالک باید پیچ و مهره‌های ماشین را که در سنگلاخ‌ه
    • ای بیرون جاده شل شده طوری سفت کند که در مسیر اصلی هیچ گاه دوباره شل نشود. پس از این دیگر نباید خستگی برای فرد مفهوم داشته باشد.
    • استقامت یک روحیه‌است، ۴ ابزار است برای طی مسیر
      • قاطعیت: نباید آسان و به خاطر هر چیزی مانند شک‌های جزئی و اهداف فرعی دست از هدف برداری.
      • صبر: باید تحمل داشته باشی و تا رسیدن به مقصد حوصله کنی و خسته نشوی
      • محور: در زندگی فقط به خدا و قوای درونی خود اعتماد کنی و متکی باشی. و نه قوای برونی از قبیل موقعیت مالی و اعتباری خود یا دیگران. هر شرایط محیطی خوب نتیجهٔ یک رابطهٔ درونی خوب با خداست.
      • ترس: فقط از خدا بترسی. و اگر از چیزی غیر خدا بترسی، در مقابلش ضعف نشان خواهی داد و شیطان از همین ضعف تو استفاده کرده، بر تو قدرت خواهد یافت.
    • ایجاد این روحیات زمان و تمرین زیادی می‌خواهد. ولی به دست آمدن آنها فقط مقدمهٔ کند و کاو در معدن روح برای استخراج معارف عمیق قرآن و روایات است، که از عالم قبل در روح ما ذخیره شده.
    • مجاهده + عنایت: انتظار رسیدن به مقامات معنوی فقط با دعا و توسل، انتظاری تنبل‌پرور است. و «لیس للانسان الا ما سعی»

    ۵. حفاظت دین یا صراط مستقیم

    • محور تمام مراحل تزکیهٔ نقس و ترازوی سنجش خوبی و بدی افکار و اخلاق و اعمال انسان صراط مستقیم است.
    • الا لله الدین الخالص. دین خالص الهی نباید با نظرات و اختراعات فکری فلاسفه و عرفای بشری آمیخته شود.
    • «اگر می‌خواهید خود ساخته شوید باید ۱۰۰٪ تسلیم ائمهٔ عصمت و طهارت و کاملاً بی‌نظر باشید.» یعنی به جای دنبال کردن نظرات بشری برویم نظرات خدایی را بیابیم و محور قرار دهیم.
    • «شیطان خود را در هر ذکر و دعایی داخل می‌کند مگر آنکه از جانب معصومین باشد و هرگز نمی‌تواند به آنچه از ناحیهٔ معصومین رسیده نزدیک شود».
    • کمال مانند پیشروی در جادهٔ مستقیم، و اعتدال مانند نگاه داشتن فرمان، برای خودداری از انحراف به راست یا چپ، دو ملاک سنجش صفات‌اند.

    ۶. محبت

    • اصلاح بینش و محبت: اینجا باید به همه چیز رنگی خدایی (صبغه الله) زد نگرش نسبت به همه چیز خدایی شده همهٔ محبت‌ها، حتی حبّ نفس در راستای محبت خدا قرار می‌گیرند، تا هر جا لازم شد تقویت و هر جا لازم شد تضعیف شوند.
    • تا اینجا نیکی‌ها رنج‌آمیز و بدی‌ها جاذب و لذیذ بودند. اما از این پس نیکی‌ها لذت‌بخش و بدی‌ها رنج‌آمیز به نظر می‌آیند. انگیزهٔ بدی از بین رفته، انگیزهٔ خوبی ایجاد می‌شود.
    • به سربازی که به جبهه می‌رود «مدال شور و شوق» نمی‌دهند. اما با همین عشق و محبت است که حماسه‌های تکرارنشدنی می‌آفریند.

    ۷. مخالفت هوی یا جهاد با نفس

    • رام کردن نفس و خواسته‌هایش؛ حتّی اگر در راستای خواسته‌های خدا باشند. چرا که این دو هرگز هم‌سنخ و قابل مقایسه نیستند.
    • تا دست یافتن به نفس مطمئنّه یا آرام و وارد شدن به گروه «بندگان خدا».

    ۸. عبودیت یا جهاد با شیطان... تا ربوبیت

    • ایجاد روحیهٔ عبودیّت، یعنی سرخود کار نکند و به جز به امر صاحبش عمل نکند.
    • در اینجا تزکیهٔ نفس پایان یافته، از این مرحله به بعد ابتدا با ارتقای مجدد بینش، فرد از دیدگاه دیگری بر مراحل قبل تجدید نظر می‌کند، و سپس مراحل دیگری را پیش روی خود می‌بیند، که فعلاً به منزلهٔ کمالات روحی از آن‌ها یاد می‌کنیم، تا به مقام ربوبیت و خلیفه الله شدن برسد.
    • العُبودیه جوهرٌ کنهُها الرّبوبیه. بالاترین مرحلهٔ عبودیت، ربوبیت است.
    • «اِنَّهُ لَیَتَحَبَّبُ إلَیّ بِالنّافِلَةِ حَتَّی اَحَبُّهُ فَاِذا اَحبَبتُهُ کُنتَ سَمعَهُ الِّذی یَسمَعُ بِه و بَصَرَهُ الَّذی یُبِصرُ بِه و لِسانُهُ الَّذی یُنطِقُ بِه و یَدَهُ الَّتی یُبطِشُ بِه...». «خداوند فرمود: هر آینه به وسیلهٔ مستحبات به من نزدیک می‌شود تا آنجاکه او را دوست بدارم. پس هنگامی که او را دوست بدارم، گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود. چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند. دست او می‌شوم که با آن می‌گیرد. اگر مرا بخواند اجابتش می‌کنم و اگر از من درخواست کند به او عطا می‌نمایم.»

    پاورقی [ویرایش]

    1. ^ حدیث: «العلم ثلاثه: آیهٌ محکمه، سنّهٌ قائمه؛ فریضهٌ عادله». یعنی علم سه قسم است: اعتقادات، اخلاق، احکام. لغت علم به جای دین آورده شده تا تأکید شود که حساب دین به عنوان سرنوشت سازترین علم، از سایر علوم جداست. این تعریف از سوی ادیان شناسان صاحب تألیف در این زمینه نیز تایید شده.
    2. ^ ملا احمد نراقی پسر ملا مهدی نراقی ست (این دو به فاضلین نراقی نیز مشهورند. اکثر آثار ملّا احمد حتی از لحاظ مشابهت اسمی در ادامهٔ کار پدرش بوده. معراج السعاده نیز بازآفرینی فارسی کتاب پدرش جامع السّعادات است که مرجعی در مورد حدوداً ۷۲ ثفت اخلاقی بوده. ملاً احمد، سه فصل به ابتدای آن به عنوان کلّیات اخلاق و مقداری هم به انتهای آن در مورد تربیت اخلاقی افزوده. خلاصهٔ دقیقی از این سه فصل بسیار پر بار را در ادامه خواهیم آورد.
    1. ^ البته گاه در فقه، احکام دستوری غیر الزامی (مسحب و مکروه) را احکام اخلاقی یا آداب می‌خوانند و ملاک ورود در حوزهٔ فقه را الزامی بودن ان می‌دانند. این کاربرد صرفاً اصطلاح خاص است و با تلقّی متعارف از اخل


    تاريخ : سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 | 19:4 | نویسنده : سعيد |
    .: Weblog Themes By BlackSkin :.